|
http://www.irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=24&TypeId=1&ArticleId=2793&Action=ArticleBodyView
|
http://www.irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&Page=24&TypeId=1&ArticleId=2793&Action=ArticleBodyView
نتایج انتخابات شورای مرکزی فتح که اصلیترین نهاد تصمیمگیری در این جنبش است به شدت مورد توجه رسانههای منطقه قرار گرفت و دلیل عمده آن نیز راه یافتن 15 چهره جوان به این شورا بود که در میان آنها نام مروان برغوثی که هماکنون در زندان اسرائیلیها است دیده میشود. انتخاب مروان برغوثی چهره محبوب فلسطینیها به عنوان عضوی از شورای مرکزی فتح این احتمال را پدید آورده که اگر او روزی از زندان اسرائیلیها آزاد شود رقیبی جدی برای ریاست جمهوری عباس خواهد شد. «خبر» در گفتوگو با حمیدرضا دهقانی پوده رئیس بخش خاورمیانه مرکز مطالعات و تحقیقات خاورمیانه انتخابات اخیر کمیته مرکزی فتح را بررسی کرده است.
*انتخابات اخیر شورای مرکزی فتح با تغییر و تحولات اساسی همراه بود که شاید مهمترین آنها انتخاب مروان برغوثی به عنوان یکی از اعضای آن بود. برخی معتقدند این انتخاب زمینهای برای جانشینی برغوثی به جای محمود عباس خواهد بود، شما در این باره چه نظری دارید؟
بهنظر میرسد که تحولات مربوط به انتخابات فتح بسیار پیچیده و در عین حال قابل تأمل است. در طول بیست سال گذشته یعنی از سال 1989 که انتخابات پنچمین دوره فتح در تونس برگزار شد تاکنون انتخابات شورای مرکزی این جنبش برگزار نشده بود که این خود نشانگر موانع متعدد و در عین حال فراز و نشیبهای فراروی رهبران فتح بود که برگزاری انتخابات را به تأخیر میانداخت. اما برگزاری دور جدید انتخابات در فرصت زمانی بسیار کوتاه و همچنین با شتاب و سرعت قابل توجه حکایت از آن دارد که تحولات فلسطین دچار شتاب شده و پیشبینی میشود این شتاب سرعت بیشتری بگیرد.
درباره برغوثی باید گفت که طی سالهای گذشته وی همواره آلترناتیو رهبری فتح بوده است و بهدلیل محبوبیتی که برغوثی داشته شایعاتی مطرح بوده مبنی بر اینکه چنانچه وی از زندانهای اسرائیل آزاد شود رهبری فتح را عهده دار خواهد شد. اکنون نیز این احتمال وجود دارد که در صورت آزادی از زندان، برغوثی به رهبری فتح برسد. اما من فکر نمیکنم ابومازن حاضر باشد به راحتی از قدرت کنارهگیری کند.
*انتخاب افراد جدید به عضویت شورای مرکزی فتح به چه معناست؟ آیا این افراد سیاستهای گذشته فتح را دنبال خواهند کرد و یا شاهد تغییر رویکرد این جنبش خواهیم بود؟
جنبش فتح نزدیک به 50 سال سابقه فعالیت دارد. در طول 45 سالی که از تأسیس این تشکیلات میگذرد رهبران آن یا مانند ابوجهاد به شهادت رسیدهاند و یا مانند ابوعمار دچار مرگ مشکوک شدهاند. در غیر این صورت با تصفیههای سیاسی از صحنه دور شدهاند مانند آنچه که اخیراً برای دوستان فاروق قدومی در فتح رخ داد. با توجه به تصفیههای اخیر و اخراج مخالفان ابومازن از این سازمان بهنظر میرسد فتح در حال بازسازی است و افراد جدید احتمالاً چهرههایی همسو با ابومازن هستند.
*این انتخابات در روابط حماس و فتح تغییری ایجاد خواهد کرد یا نه؟
پیشبینی اینکه روابط بین حماس و فتح چگونه خواهد بود مشکل است و همه چیز به نوع برنامهریزی اسرائیل در این باره بستگی دارد. بهنظر میرسد اسرائیل علاقمند است که فلسطین همچنان در سه بخش باقی بماند. یک بخش اراضی اشغالی 1948 تحت حاکمیت رژیم صهیونیستی، بخش دوم نوار غزه تحت حاکمیت حماس و بخش سوم کرانه باختری تحت حکومت تشکیلات خودگردان. اسرائیل علاقهمند است دو پارگی جغرافیایی بین فلسطینیها به دو پارگی سیاسی منتهی شود، چرا که در اینصورت از مذاکره با فلسطینیها گریز خواهد داشت. اسرائیل میگوید چون دیدگاه واحد فلسطینیها را نمایندگی نمیکند، دلیلی ندارد با یکی از دو طرف فلسطینی مذاکره کند. این وضعیت مطلوب اسرائیل است و تلاش خواهد کرد به هر نحو ممکن از اتحاد و همسویی دو مجموعه جلوگیری کند بخصوص در شرایط فعلی که جامعه جهانی، آمریکا، اروپا و اعراب اسرائیل را جهت مذاکره با فلسطینیها تحت فشار قرار دادهاند بهترین را گریز از مذاکره تأکید بر دو پارگی سیاسی در فلسطین است.
*انتخابات فتح چه تأثیری بر تغییر رویکرد احتمالی دولت خود گردان خواهد داشت؟
جنبش فتح یک جنبشی اصیل است که جزو اولین جنبشهای فلسطینی است که در سال 1965 توسط یاسر عرفات، ابو جهاد و ابوعیاد پایهگذاری شد، مبارزه مسلحانه را سرلوحه برنامههای خود قرار داد و نبردهای به یاد ماندنی را در سرزمینهای اشغالی رهبری کرد. در حقیقت جنبش فتح به ستون فقرات سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) تبدیل شد. این سازمان در سال 1988 قعطنامه 181 مجمع عمومی سازمان ملل متحد را پذیرفت و با این کار در عمل اسرائیل را به رسمیت شناخت. پس از آن ساف به رهبری عرفات وارد مذاکرات در کنفرانس مادرید و اسلو شد و بدین ترتیب روند تشکیل دولت خودگردان کلید خورد. در تمام این سالها در درون فتح سه دیدگاه وجود داشته است؛ برخی از رهبران این جنبش تنها راه نجات فلسطین را ادامه مبارزه مسلحانه دانسته، برخی دیگر بر پیروی از مشی مذاکره و مصالحه تأکید کردند و گروهی نیز مبارزه و مذاکره بهطور همزمان را انتخاب کردند. این اختلاف از ابتدا بوده و هنوز هم وجود دارد و در نتیجه همین اختلاف است که دولت خود گردان با فتح در مواردی دچار زاویه و تفاوت دیدگاه شده است، گرچه بسیاری از عناصر دولت خودگردان را چهرههای عضو فتح تشکیل میدهند ولی در عمل جنبش فتح به مقاومت نزدیکتر است تا دولت خودگردان.
| |
|
| |
|